,

تئوری و هارمونی موسیقی | Music theory

تئوری و هارمونی موسیقی

تئوری و هارمونی موسیقی | Music theory

تئوری و هارمونی موسیقی

تئوری موسیقی (به انگلیسی: Music theory) نظریه‌ای دربارهٔ قواعد،

اصطلاحات و نحوهٔ اجرای موسیقی است.

تئوری موسیقی از قرنهای گذشته ابداع شده و به تدریج تکامل یافته‌است.

تئوری موسیقی شاخه‌ای تخصصی از رشته موسیقی است

که شامل شناخت کلیهٔ قواعد، علامات و آشنایی با انواع صدای نتها،

فاصله، ترکیب میزان‌ها، ریتم، گام و پردههای موسیقی است.

اهمیت «تئوری موسیقی» به قدری است.تئوری و هارمونی موسیقی

که از نظریه‌دانان این رشته به عنوان (تئوریسین موسیقی) نام می‌برند.

آموزش کامل تئوری موسیقی

آموزشگاه موسیقی سپهر

 

تعریف تئوری موسیقی

صدا و ریتم مهم‌ترین عناصر تئوری هستند.

اهمیت اصوات در موسیقی مانند اهمیت رنگ در نقاشی است؛

ولی از هر صوتی نمی‌توان در موسیقی استفاده کرد.

در فیزیکِ صوت، صداها به دو دسته تقسیم می‌شوند.

صداهای موسیقایی را ارتعاشات منظم.تئوری و هارمونی موسیقی

و صداهای غیرموسیقایی را ارتعاشات نامنظم می‌نامند.

آموزش موسیقی در کشورهای مختلف متفاوت است

و در بعضی از کشورهای شرقی و ایران آموزش «سینه به سینه» هم وجود داشته

ولی امروزه آموزش علمی و عملی تئوری و سلفژ از دروس بنیادین مراکز آموزشی است.

تئوری موسیقی

 

هارمونی ( Harmony )

هماهنگی یا هارمونی (به انگلیسی: Harmony)، ریشه در کلماتِ یونانی دارد

و در مُحاوره یا فلسفه، هارمونی را «تناسب» معنا می‌کنند.

از نظرِ ریشه‌ای هارمونی به معنای وحدت و هماهنگی است

و بیانگرِ یگانگی در اجزا و تشکیل یک واحدِ کل است.

هارمونی فرایندی از ترکیبِ صداهای فردی است

که با شنیدن همرمانِ آنها تحلیل می‌شود.تئوری و هارمونی موسیقی

هارمونی موسیقی

 

مفهوم هارمونی

مفهوم هارمونی به‌طور معمول با شنیدن همزمان بسامد،

وسعت صوتی، رنگ صدا، نت‌ها یا آکورد رخ می‌دهد.

در موسیقی قرون وسطی، برداشت از هارمونی مربوط به دو‌صدا

از حرکت موازیِ بخش‌ها به فاصلهٔ چهارم یا پنجم بود و

در دورهٔ رنسانس برای سه‌صدا تغییر یافت.تئوری و هارمونی موسیقی

با توسعهٔ موسیقی پولیفونیک، ترکیب و استفاده از فواصل سوم

و ششم نیز رواج یافت و دانش کنترپوان در دورهٔ باروک به اوج شکوفایی رسید

و منجر به پیدایش هارمونی شد.تئوری و هارمونی موسیقی

در این دوره، «ژان فیلیپ رامو» آهنگساز و موسیقی‌شناس فرانسوی نخستین کسی بود

که رسالهٔ هارمونی را به نگارش درآورد.تئوری و هارمونی موسیقی

تئوری موسیقی به زبان ساده

 

علم هماهنگی

علم هماهنگی یا هارمونی، اغلب به جنبهٔ عمودی موسیقی اشاره دارد

و متمایز از حرکتِ افقی و ملودیک است.تئوری و هارمونی موسیقی

نقطهٔ مقابلِ آن کنترپوان قرار دارد که رابطهٔ بین خطوطِ ملودیک

و چندصدایی مستقل را بیان می‌کند و

گاهی تفاوت آن را با هارمونی مشخص می‌کند.تئوری و هارمونی موسیقی

در موسیقی پاپ و جاز، آکوردها توسط پایهٔ آن نام‌گذاری می‌شوند،

به‌اضافهٔ اصطلاحات و علائمی که ویژگی‌های آکورد را نشان می‌دهد.

در بسیاری از انواعِ موسیقی مانند: موسیقی باروک، رومانتیک، مدرن و جاز،

با اضافه کردنِ صداهای تنش‌زا، باعث تقویت آکورد شده

که فاصله‌ای «ناخوشایند» نسبت به نتِ باس دارد.تئوری و هارمونی موسیقی

در «دوران قواعد مشترک» این صداها می‌بایست طبق قواعدی تهیه و حل شوند

تا گوش بتواند تعادل بین تنش و سپس آرامش را در آن لحظه احساس کند.

آموزش هارمونی به زبان ساده

 

تاریخچه موسیقی

در چند بخشی کردنِ موسیقی دو روشِ مختلف

طی تاریخ تحولِ موسیقی غرب به کار گرفته شده‌است.

روش نخست، دانشِ کنترپوان است. تئوری و هارمونی موسیقی

که با به هم بافتن ملودی‌هایی چند و مراعاتِ قوانینی سخت و خشک ساخته می‌شد.

در قرون وسطی برداشت از هارمونی مربوط به دو‌صدا

و در دورهٔ رنسانس برای سه‌صدا که به‌طور هم‌زمان شنیده شوند بوده‌است.

این تغییرات بر اساسِ تقسیم‌بندی متفاوتی نسبت به تقسیم‌بندی فیثاغورث بود.

 

تاریخچه هارمونی

هارمونی از نظر تاریخی و نگاه ریاضی، به کارهای فیثاغورث و پیروانش بر می‌گردد

و آن‌ها اولین کسانی بودند که با آزمایش روی سیم‌هایی با طول‌های متفاوت

و نسبت دادنِ طولِ سیم‌ها به نت‌های موسیقی تئوری و هارمونی موسیقی

و آزمایش روی ستونِ هوا که در آن مایعی هم وجود داشته باشد

 

پیشینه هارمونی

و آزمایش‌های دیگر، سعی در تکامل نظریه خود (ساختار ریاضی‌وار جهان) داشتند.

پس از آن موسیقی غربی برای هماهنگی، غالباً دارای فواصل موازی بود.

این فاصلهها وضوح اصلی ملودی را حفظ می‌کرد

و در آوازهای کلیسا ایجاد و اجرا شده و

از حالت‌های رزنانس مربوط به همان سازها برای ایجاد هماهنگی استفاده می‌شد.

با این حال با توسعۀ موسیقی پولیفونیک، ترکیب

و استفاده از فواصل سوم و ششم، به آرامی جایگزین فواصل چهارم موازی شد

و اعتقاد داشتند که فواصل سوم و ششم، شیرین‌تر و برای موسیقی پولیفونیک بهتر است

و دارای انعطاف و هماهنگی با استانداردِ سازهای جدیدتر است.

 

ریشه هارمونی

در موسیقی دوره باروک گسترش و پویایی دانشِ کنترپوان توسط آهنگسازان به جایی رسید

که آهنگساز و موسیقی‌شناس فرانسوی «ژان فیلیپ رامو» از روش کنترپوان

به روش دیگری در چند بخشی کردنِ موسیقی رسید و نام آن را هارمونی نهاد.

او در سال (۱۷۲۲م) کتابی با همین نام نوشت که از آن زمان تاکنون

با وجود کتاب‌های بسیار دیگری که منتشر شده‌است تغییر محسوسی در روش رامو انجام نگرفته‌است.

دانش هارمونی

هارمونی، دانشی برای چند بخشی کردنِ موسیقی

بر اساسِ ویژگیِ آکوردها و قانون وصل آن‌ها به یکدیگر به قصد همراهی با ملودی است.

همچنین توجه می‌شود به تنالیته و بافت‌هایی برگرفته از ریتم،

که ناشی از وصل آکوردهای گوناگون به یکدیگراست.تئوری و هارمونی موسیقی

بر خلاف ملودی‌ها که به خوشایندی نواختن نتهای متوالی (و نه همزمان) می‌پردازد.

هارمونی سبب ژرفا بخشیدن و غنای ملودی می‌شود.تئوری و هارمونی موسیقی

یک آفرینندهٔ موسیقی عامیانه (مانند یک خواننده که از گیتار استفاده می‌کند)،

با آزمایشِ آکوردهای گوناگون، هم خوان‌ترین آکوردها با حالت ملودی را برمی‌گزیند.

آکورد به تنهایی نمی‌تواند یک ایدهٔ ملودیک را به زیبایی بیان کند،

بلکه وصل‌های پی‌درپی آکوردها طبق قواعد هارمونی است

که یک ایدهٔ موسیقایی را کامل، و تجلی می‌بخشد.

 

بافت های هارمونی

هارمونی دارای دو بافت «هوموفونیک» و «پولی‌فونیک» است.

در بافت هوموفونیک، ملودی تنها خطِ افقی است

که این بافت را تشکیل می‌دهد و آکوردهای پی‌درپی، عمودی‌ترین ایده‌ای است

که بافت هوموفونیک را می‌سازد و ملودی را همراهی می‌کند.

هارمونی در بافت پولی‌فونیک با رعایت اصولِ وصل و حرکت عمودیِ آکوردها،

حرکتِ افقی و مستقلِ بخش‌ها نیز در نظر گرفته می‌شود

بدون آنکه به قوانین کنترپوان و شیوه‌های ملودیک و حرکت افقیِ بخش‌ها و ارتباطِ بین آنها بپردازد.

 

آکورد

وقتی سه نت یا بیشتر هم‌زمان اجرا شوند، آکورد ایجاد می‌شود.

آکوردها به شکل‌های مختلف ساخته می‌شوند.

بعضی آکوردها از روی هم قرار گرفتن فاصله‌های سوم، چهارم، دوم و فواصل مختلف تشکیل می‌شود.

آکوردهای «سه‌صدایی» و به دنبال آن هارمونی با فواصل سوم،

پایه و اساس موسیقی غرب از قرن هفدهم میلادی تا قرن بیستم بوده و هست.

بسیاری از موسیقیدانان بر این اعتقادند که این سیستم به بالاترین حدِ کمال خود رسیده‌است.

,

سلفژ | Solfège

سلفژ

سلفژ | Solfège

سلفژ

سُلفِژ (به فرانسوی: Solfège) یا سرایش، در موسیقی،

تکنیکی آموزشی برای آموزش نواک و آوازخوانی است

که در آن هر نُتِ میزان با سیلاب خاصی که سیلابُ سُلفژ (یا سُلافاسیلاب) نامیده می‌شود، خوانده می‌شوند.

هفت سیلاب که عملاً استفاده می‌شوند عبارت‌اند از: دو، رِ، می، فا، سُل، لا، سی (یا تی).

Solfège

آموزشگاه موسیقی سپهر

 

مفهوم سلفژ

برای سلفژ تعاریف متعددی بیان می‌شود.

سلفژ را می‌توان خواندن مجموعه‌ای از نت‌ها به‌صورت پی‌درپی

و پشت‌سرهم و با رعایت قوانین نت‌ها و سکوت‌ها معرفی کرد.

پایهٔ یادگیری سلفژ دانستن ارزش زمانیِ هر نت است

و در کنار این باید ارزش زمانیِ هر سکوت را نیز بدانیم.

سولفژ

 

علم سلفژ در موسیقی

به‌طور خلاصه، خواندن نوشتن نت‌های موسیقی را

که اغلب با آموزش تئوریک همراه است «سلفژ» می‌گوییم.

یادگیری سولفژ

 

رکن های اساسی سلفژ

سه رُکن اساسی را می‌توان در آن تفکیک نمود که عبارتند از:

خواندن (نت خوانی) نوشتن (دیکتهٔ موسیقی) تئوری موسیقی که مفهوم سلفژ را می‌توان به مورد اول نزدیک‌تر دانست.

سلفژ از دروس مهم و همیشگی هنرستان‌ها، دانشگاه‌ها و کنسرواتورهای موسیقی دنیاست

و تمام نوازندگان، خوانندگان، آهنگ‌سازان، تنظیم‌کنندگان موسیقی و رهبران ارکستر

و تمام فعالان عرصهٔ موسیقی باید تسلط کامل بر روی این درس داشته‌باشند.

رکن های اساسی سولفژ

 

مباحث آموزشی سلفژ

در سلفژ سه مبحث به‌طور متناوب و جداگانه آموزش داده می‌شوند:

صداخوانی (به ایتالیایی: cantati) (کانتاتی)

وزن‌خوانی (به ایتالیایی: parlati) (پارلاتی)

دیکتهٔ موسیقی (به انگلیسی: music dictation)

آموزش سولفژ

 

کانتاتی cantati (صداخوانی)

کانتاتی به‌معنی خواندن صدا و فرکانس نت‌ها به‌شکل صحیح و دقیق است.

در این درس، هنرجو این توانایی را پیدا می‌کند

که صدای هر نت دقیقاً آن‌گونه که هست بخواند؛

یعنی به‌طوری‌که اگر نتِ «دو» به‌همراه پیانو خوانده شود،

صدایی که از حنجرهٔ فرد خارج می‌شود دقیقاً با پیانو یکسان است.

درنهایت، هنرجو در این درس توانایی خواندن انواع نت

را به‌طور دقیق و در گام‌های مختلف پیدا می‌کند.

 

پارلاتی parlati (وزن‌خوانی)

جهان را ریتم به نظم کشیده، و موسیقیِ بدون ریتم

حکم نقاشیِ بدون قلم و رنگ را دارد.

ازاین‌رو مطالعهٔ انواع وزن‌ها و الگوهای ریتمی برای هر علاقه‌مند

به موسیقی بسیار مهم و ضروری است.

وزن‌خوانی (پارلاتی) در واقع همان خواندن کشش نت‌هاست.

 

دیکتهٔ موسیقی music dictation

در دیکته، دیکتهٔ ریتم و دیکتهٔ صدا به‌طور متناوب کار می‌شود،

و هنرجو با ممارست و تمرین فراوان،

توانایی نوشتن نت موسیقی‌ای را که می‌شنود پیدا می‌کند.

 

اهمیت یاد گیری سلفژ

یادگیری سُلفژ موسیقی دان را قادر به توانایی شنوایی

یا شنیدن ذهنی نت های قطعه موسیقی ای می کند

که آن ها را برای اولین بار دیده است و هرگز قبلا نشنیده است

و سپس آن را با صدای بلند می تواند بخواند.

یادگیری سُلفژ همچنین تشخیص فواصل (پنج های کامل، ششم های مینور و …)

را نیز بهبود می بخشد و فهم موسیقی دان و خواننده را از تئوری موسیقی، قدرت می بخشد.

سُلفژ فرمی از نت خوانی (و وزن خوانی ) است که هر دو اصطلاح بجای یک دیگر هم استفاده می شوند.

 

دو متد برای به کار بردن سلفژ

نت دو ثابت که سیلاب ها همیشه به نت های خاصی اختصاص داده می شوند

(برای مثال دو همیشه نت C در سیستم جهانی نت نویسی است)

دو قابل انتقال که سیلاب ها به نت های مختلف بر اساس محتوای موسیقی اختصاص داده می شوند.

همان طور که گفته شد اساس و پایه موسیقی یاد گرفتن سلفژ است

در ابتدای هر کاری باید مطالب پایه را یاد گرفت

و بعد از آن سراغ مطالب دیگری رفت در صورتی که در یاد گرفتن مطالب پایه مشکل ایجاد شود

مطمئنا در یادگیری بقیه مطالب هم مشکل ایجاد خواهد شد.

 

انواع صدای انسان

با توجه به اینکه سلفژ را ساز حنجره نیز معرفی کرده‌اند،

پس لازم است با تقسیم بندی صدای انسان آشنا باشیم.

صدا‌های انسان بر اساس نوع آن، بم یا زیر بودن و… به موارد زیر تقسیم بندی می‌شوند:

۱- سوپرانو: صدای زیر زنانه

۲-متسو سوپرانو: صدای متوسط زنانه

۳-کنترالتو: صدای بم زنانه

۴- تنور: صدای زیر مردانه

۵- باریتون: صدای بم یا صدای متوسط مردانه

۶- باس: صدای بم مردانه و بهترین صدای مردانه

,

قانون | QANUN

قانون

قانون | QANUN

قانون

قـانون یک ساز است متعلق به خانوادهٔ قدیمی سیتار (Cythare)،

که در سده‌های میانه تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا برده شد.

این ساز دارای یک جعبهٔ چوبی به شکل ذوزنقه‌است

که به وسیلهٔ دو انگشت سبابه و دو مضراب

(که میان حلقه‌ای که به انگشت کرده‌اند و خود انگشت قرار می‌گیرند) نواخته می‌شود.

ساز قانون

آموزشگاه موسیقی سپهر

 

ویژگی های قانون

در بخش‌های سازشناسی متون کهن موسیقی به‌سازی سه گوش،

بیرون ساعد، با سطحی مجرد تنها، دارای هفتاد و دو وتر آن یک کوک می‌گرفته

با تاری از ابریشم و گاه از روده و گاه از مفتول سیم اشارت رفته‌است

که همانند چنگ نواخته می‌شده‌است.

 

پیشینه ساز قانون

قانون از سازهایی است که از کهن در موسیقی ایرانی به کار می‌رفته

و توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد؛

ولی مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده،

در حالی که در کشورهای همجوار سال‌ها است که از این ساز استفاده شده‌است.

کمابیش از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی‌دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند.

تاریخچه قانون

 

ریشه‌شناسی نام قانون

نام ساز از واژهٔ یونانی Kanon گرفته شده،

که در آن زبان به مفهوم «قانون، قاعده» است.

دربارهٔ مفهوم واژهٔ «قانون» (و در زبان‌های اروپایی :kanon-kanun-kanon)،

 

قانون و ریشه اروپایی

canon (قانون) و قاعده‌ای که، به ویژه بر حسب احکام شرعی

کلیسای مسیحیت و منابع انجیلی وضع شده باشد.

canon آثار نبوغ‌آمیز و برجسته یک خلاق هنری

کانن شکلی از یک قطعه موسیقی، ساخته شده تحت قواعد پیچیده‌ای

که یک بخش ملودی بتواند پس از پاسی از زمان،

به فاصله همصدا، اکتاو، یا فاصله‌های جز آن، توسط بخش‌های دیگر تقلید شود.

 

قانون و یونان

در موسیقی یونان قدیم، kanon نام مونوکورد است

و اینک برای نشان دادن «قانون»‌های فیزیک صوت در آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

قانون و ریشه عربی آن

یک «پسالتری» (psaltery) نوعی ساز که توسط اروپاییها از شرق گرفته شده

و مشتق از کلمه «قانون» (qanun) عربی است.

 

ریشه کلمه قانون

این کلمه و نه الزاماً ساز از ریشه kanon یونانی آمده‌است.

در حجاری ستونهای کلیسای جامع سانتیاگو،

می‌توان ساز canon,mezzo canon قانون متوسط را مشاهده کرد.

(qanun Kanun) نام عربی برای‌سازی شبیه به پسالتری به شکل ذوزنقه

و با تعداد زیادی سیم است (۶۴ سیم در قرن ۱۴).

این کلمه در یونان قدیم (به این شکل Kanon) به معنای مونو کورد به کار می‌رفته

و آن دستگاهی است که در آزمایشگاه صوت‌شناسی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است.

نام قانون در اوایل سدهٔ دهم میلادی در کتاب شب‌های عرب آمده‌است.

این ساز بعدها به اروپا برده شد (احتمالاً در قرن یازدهم).

آموزش قانون

تاریخچه قانون 

برخی اختراع این ساز را به افلاطون نسبت می‌دهند

و عده‌ای بر این باور اند که مخترع این ساز فارابی است

و برخی دیگر می‌گویند منشأ آن خراسان بوده

و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده،

هر چند هیچ‌یک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند.

واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانوادهٔ سیتار پیدا نشده

و سرچشمهٔ قانون نیز، مانند سرچشمهٔ بسیاری از سازهای دیگر، تاریک مانده‌است.

آنچه بیش‌تر محتمل می‌رسد این که قانون از سرزمین‌های خاور نزدیک به اروپا رسیده

و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگ‌ترین ساز کلاویه‌دار سیمی را ساخته و پرداخته‌اند…

 

قانون و اسلام

قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. ت

رک‌ها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند،

اما از زمان محمود دوم (۱۸۹۹–۱۸۰۸)، عمر افندی،

آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت.

فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت ۴۵ سیمی اختراع

و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده‌است.

صفی الدین آن را «نزهه» نامیده‌است.

امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدهٔ سازهای سنتی و هنری اعراب به‌شمار می‌رود.

 

ساختمان ساز

سیمهای ساز، به تعداد ۷۲=۳×۲۴، به فواصل دیاتونیک کوک می‌شوند،

برای تأمین تغییرهای کوچک کافی است

جهت «کلید»‌های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم.

قانون به مثابهٔ همراهی‌کنندهٔ آواز کمتر به کار می‌رود،

ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد.

قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.

سیم

 

ساختار ساز قانون

سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی،

به شکل ذوزنقه‌است که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است

که به پنج خانهٔ چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست می‌کشند.

ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفته‌است

و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به‌طور مورب قطع می‌کند.

گاه چهار تکهٔ جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب می‌شود

که به پنج پایه در زیر پوست تکیه می‌کند. در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی سه تایی به‌طور عمودی،

و ۱۵۶ کلید تغییر دهندهٔ کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند

به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، ۱۶ کلید، در محلی که سیمها به گوشیها می‌رسند،

مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه،

اندکی به دلخواه زیر و بم می‌شود، اما تنظیم کوک به وسیلهٔ گوشیها صورت می‌گیرد.

هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین می‌برد

و در همین حال با دست راست روی سیمها می‌نوازد.

اجزای تشکیل دهندهٔ ساز قانون

  1. جعبهٔ ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب
  2. پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا می‌شود.
  3. شیطانک
  4. محل گرهِ سیمها
  5. سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک می‌شوند).
  6. گوشی
  7. خرک
  8. پایهٔ خرک
  9. شبکه‌های صوتی
  10. صفحهٔ رو
  11. صفحهٔ زیر
  12. ضلع کوچک
  13. ضلع بزرگ
  14. پوست
  15. حلقه‌های مضراب
  16. مضراب
  17. کلید کوک

qanun

شیوهٔ نواختن

تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود،

در ردیف اول نوازندگان می‌نشیند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند،

روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند.

برای نواختن ساز، آن را باید روی زانوها، یا روی میز قرار داد.

نوازندهٔ قانون در حالیکه روی صندلی نشسته‌است،

ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود می‌گذارد

(تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایین‌تر از بدن نوازنده قرار می‌گرفت).

نوازنده دو دست خود را به فاصلهٔ یک اکتاو روی ساز می‌گذارد

و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه می‌زند،

در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصلهٔ اکتاو از ساز شنیده می‌شود.

 

طریقه نشستن

برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازه‌ای به طرف نوازنه شیب داشته

و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن می‌نشیند

به‌طوری‌که قاعدهٔ بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد.

میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد،

 

حالت نوازندگی

ساعد با بازو یک زاویهٔ قائمه تشکیل دهد.
پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد.
دستها روی سیمها تکیه نکند.
هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد.

(به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است

بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم.

در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار می‌دهیم.

حتی می‌توان روی زمین (به اصطلاح عامیانه چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد.

 

طریقه نواختن قانون

۱- دست‌ها در دو طرف: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون

(در قسمتی که پوست به چوب می‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها

و به‌طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در دو طرف ساز قرار می‌گیرند.

 

زخمه یا مضراب قانون

عبارت است از دو حلقهٔ فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و…

که به‌طور پهن و مدور (به اندازهٔ بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد.

مضرابهایی که داخل حلقه قرار می‌گیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شده‌است.

حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده

و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای می‌دهیم.

اندازهٔ مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد

و از زیر بند دوم انگشت، پایین‌تر نیاید.

 

طریقه مضراب زدن قانون

ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلهٔ دست راست یا چپ ضربه‌ای بزنید

(موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود)

به‌طوری‌که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمی‌خیزد

صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان‌پذیر است

که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم‌زمان به صدا درآیند.

 

مراحل مضراب زدن قانون

برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست

و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند.

این عمل برای قوی شدن انگشت و مضراب مؤثر است،

که باید آن را در تمرینهای اولیه آموخت.

در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریع‌تر شده

و حالتهای گوناگون به آن داده می‌شود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست.

در هنگام مضراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار می‌گیرد.

سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد

(به حالت برداشتن مدادی که به‌طور افقی در جایی قرار دارد).

 

وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف

ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…)

به اندازه‌ها و با وسعت‌های متفاوت ساخته شده‌است

و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست.

قانونهای (مصری) ۲۶ صدایی

قانونهای (ترکیه) ۲۴ و ۲۵ صدایی

قانونهای (ارمنی) ۲۲ صدایی

قانونهای (ایرانی) ۲۷ صدایی

,

آهنگسازی | Composing

آهنگسازی

آهنگسازی | Composing

آهنگسازی

آهنگسازی درواقع هنری است که در طی آن یک اثر موسیقیایی خلق می شود،

به کسی که این کار را انجام می دهد یعنی یک اثر را در دنیای موسیقی خلق می کند آهنگساز می گویند.

 

آهنگسازی

مفهوم  آهنگسازی و آهنگساز

آهنگسازی هنری است که با خلق و تولید اثر سروکار دارد

از آنجا که انسان ذاتا علاقه دارد خود خلاق باشد

اکثر علاقه مندان به موسیقی گرایش بسیار زیادی به آهنگسازی و به طبع آهنگساز شدن دارند.

برخلاف باور عمومی آهگسازی صرفا به ساخت یک ملودی ختم نمی شود

یک آهنگساز باتوجه به دانش موسیقیایی خود یک اثر هنری را می سازد

اثری که در آن ساختار هارمونیکی،همراهی مناسب و… وجود دارد.
آهنگسازی درواقع نقاشی صدا است

براساس همین تعبیر کسی که می تواند با تکنیک ها و ذوق خود یک تصویر زیبا را در ذهن شنونده ایجادکند

آهنگساز است درواقع آهنگساز یک نقاش صداست!

آهنگساز

 

آموزشگاه موسیقی سپهر

چگونه آهنگساز شویم

آهنگسازی نقاشی صداست و آهنگساز نقاش صدا
آهنگسازی در طول تاریخ دستخوش تغییرات بسیاری بوده است،

چه از لحاظ سبک،چه از لحاظ ساختار، آهنگسازان بزرگی در این عرصه پا نهادند

و این هنر زیبا را با هنرشان شکل دادند و در هر دوره ای از تاریخ این هنر را به اوج خودش رساندند

مثلا در عرصه ی موسیقی کلاسیک بزرگانی چون لودویگ فان بتهوون، ولفانگ آمادئوس موتزارت،

یوهان سباستین باخ و.. که در قرن های گذشته شاهکار های بسیاری را خلق کردند

هنوز هم از آثارشان به عنوان یک شاهکار هنری و آهنگسازی یاد می شود

و توسط ارکستر های بزرگ اجرا می شوند

(نه تنها در موسیقی کلاسیک امروزه ما این شاهکار ها را در تمام سبک ها داریم جز،راک،بلوز،الکترونیک و…)

در واقع ماندگاری ذات هنر واقعی است، خصوصا اگر موسیقی باشد،

آهنگسازی که بتواند یک اثر فوق العاده را خلق کند، اثرش همیشه ماندگار می شود به راستی که صدا می ماند!

چگونه آهنگساز شویم

 

آهنگسازان بزرگ موسیقی کلاسیک

آهنگسازی امروزه در دانشگاه های بزرگی در دنیا تدریس می شود

دانشگاه هایی مثل Royal college of music، دانشگاه موسقی وین، Royal academy of music و…

در کشور خودمان نیز با شرکت در کنکور موسیقی که هر ساله سازمان سنجش برگزار می کند

علاقه مندان زیادی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل در این رشته می پردازند..
اگر فردی بخواهد آهنگسازی کند یا به عبارتی آهنگساز شود به غیر از دانشگاه چگونه می تواند به هدف خود برسد؟
آهنگسازی پروسه ای دارد که برای رسیدن به این هدف می بایست

تمام پله ها را یکی یکی بالارفته و المان های لازم را فرابگیریم

آهنگسازان بزرگ موسیقی کلاسیک

مراحل یادگیری آهنگسازی

آهنگسازی به مانند همه ی هنر های زیبایی است،

بنابرین در هر هنری اگر کسی نتواند با ابزار های موجود آن ارتباط خوبی برقرار کند

بدون شک نمی تواند آن هنر را به خوبی درک و خلق کند یادگیری ساز از آن دسته از ملزوماتی است

که یک فرد آهنگساز باید دوره های آن را بگذراند در اینجا منظور نوازنده چیره دست

و حرفه ای شدن نیست چرا که بسیاری از آهنگسازان هستند که نوازنده خوبی نیستند

هدف آشنایی و درک خود موسیقی است چراکه ساز باعث می شود موسیقی برایمان ملموس تر قابل درک تر شود.

( این نکته حائز اهمیت است که هدفتان چیست اگر هدف نوازنده شدن است

خب باید ساز یاد بگیرید اما اگر هدف آهنگسازی است بهتر است روی آن متمرکز شوید

اگرچه که هر دوی آنها نیز میسر است اما همه نمی توانند!)

یادگیری آهنگسازی

نوازندگی در آهنگسازی

هستند کسانی که بدون یادگیری ساز وارد این عرصه می شوند

و نمی توانند آنگونه که باید و شاید اثر زیبایی را خلق کنند

و باعث پایین آمدن سطح کلی موسیقی کشور می شوند متاسفانه این رسم در حال کسترش است!!!

آهنگسازی و تئوری موسیقی

وقتی کسی داستانی را می سراید در کنار خلاقیت باید حروف الفبای

و به طور کلی زبان مورد نظر خود را بداند این موضوع در تمام حوزه ها وجود دارد

کسی که می خواهد آهنگسازی کند باید زبان موسیقی را بداند زبان موسیقی همان تئوری و هارمونی موسیقی است

در این حرفه شما می خواهید یک اثر با ساختار صحیح را خلق کنید،

اینکه چرا ساختار صحیح اهمیت بالایی دارد برمیگردد

به تاثیر گذاری آن اثر هر چه اثر خلق شده از لحاظ ساختاری قوی تر باشد

آن اثر قوی تر است در واقع آهنگساز یک اثر با ساختار هارمونیکی قوی را میسازد

و گاها برایش حتی سازبندی مناسب را نیز در نظر می گیرد و…

چنین کارهایی نیاز به پایه ی قوی در موسیقی دارد و آن پایه در تئوری و هارمونی پرورش می یابد…

دوره هارمونی و تئوری موسیقی

آهنگسازی بر مبنای اصول بعد از آنکه یک فرد سازی را فراگرفت

و در تئوری به یک سطح استانداردی رسید حال باید اصول آهنگسازی را فرا بگیرد

این اصول درواقع شامل نحوه ی ساخت ملودی، نوشتن همراهی مناسب، سازبندی

و در نهایت خلق ساختار هارمونیکی قوی را شامل می شود

بارها گفته ام بسیاری از افراد هستند که نمی توانند حتی دو میزان نت نویسی کنند اما خود را آهنگساز می دانند!

نوشتن موسیقی

آهنگسازی و خلق نغمه

در کشور ما یک تفکر اشتباه وجود دارد که هر کس نغمه خلق می کند

خود را جزو آهنگسازان به حساب می آورد در صورتی که در واقعیت به این افراد صرفا می توانیم بگوییم

ملودین یا نغمه پرداز!! کسانی که دانش نت نویسی ندارند و برای خلق ملودی تنها از صدا استفاده می کنند

این افراد همان طور که گفته شد تنها ملودین یا نغمه پرداز هستند.

آهنگسازی و جامعه شناسی

کسی که حرفه ای در این حوزه فعالیت می کند باید نسبت به وقایع اطرافش آگاه باشد

به عبارتی جو موجود در جامعه ی خود را بشناسد

و براساس امواج رفتار ها حرکت کند مثلا در یک برهه ای از زمان تعداد افراد زیر بیست سال

بیشترین تعداد را در آن جامعه دارند خب آهنگساز باید این موضوع را در موقع خلق اثر

در نظر بگیرد که اکثر مخاطبناش زیر بیست سال هستند!

این موضوع اهمیت این هنر را نشان می دهد! آهنگسازی که هروز روزنامه ها

و اخبار و خلاصه اطرافش را به اصطلاح دید میزند هنرش خریدار بیشتری دارد

چرا که میداند کی و کجا و چگونه باید اثری را خلق کند!!

آهنگسازی و استعداد

بدون شک کسی که در هر کاری استعداد دارد قطعا موفق خواهد شد

هستند کسانی که دانشگاه رفته اند اما در حوزه ی کاری خود مثلا آهنگسازی،

آهنگساز خیلی خوبی نیستند درواقع در اینجا باید گفت اهمیت استعداد سهم زیادی

در آهنگساز شدن فرد دارد اما خیلی ها این جمله را به اشتباه تعبیر می کنند

گمان می کنند چون استعداد دارند دیگر نباید اصولی پیش بروند در صورتی که استعداد شرط لازم است

ولی نه کافی قرار نیست چون استعداد دارید از اصول فاصله بگیرید!!

چرا که ممکن است آن استعداد در جهت منفی رشد کند

در اینجا رشد کردن مفهوم کلیدی به حساب می آید کسی که استعداد دارد

مجوز ورود در دستش است اما تضمینی برای رشد صحیحش وجود ندارد!!

شاید با آن مجوز اشتباه پرورش یابد!

نکات مهمی درباره آهنگسازی

البته موارد زیادی وجود دارد که میتوان به آن اشاره کرد

سالها است که خلا یک پرورش درست در آهنگسازی و به طبع موسیقی دیده می شود

افراد علاقه مند و با استعداد به دلیل قرار گیری اشتباه در این مسیر باعث سوزاندن استعداد خود می شوند

و افراد باتجربه بدلیل آموزش های غلط مسیر اشتباه را برای علاقه مند هموار می کنند تا چیزی را در این مورد درست کنند.

,

ارف | موسیقی کودک

ارف

ارف | موسیقی کودک

 

ارف

موسیقی کودکان (انگلیسی: Children’s music) سبکی از موسیقی است با سازبندی خاص و ملودی‌های ساده و شیرین است؛

که توسط آهنگسازان بزرگسال برای کودکان ساخته می‌شود و مخاطبانی تا سطح نوجوانان را در بر می‌گیرد.

هدف اصلی از ساخت موسیقی برای کودکان، تفریحی و آموزشی است؛

که در تعلیم و تربیت کودک برای: رفتار، آگاه‌سازی، یادگیری، مهارت‌ها، بازی‌ها، رقص و آشنایی با فرهنگ بومی نقش مهمی ایفا می‌کند.

موسیقی کودک

آموزشگاه موسیقی سپهر

کارل ارف

کارل هاینریش ماریا اُرف معروف به کارل اُرف (به آلمانی: Carl Orff)‏ (آلمانی: [ˈkaɐ̯l ˈɔɐ̯f]) (زادهٔ ۱۰ ژوئیهٔ ۱۸۹۵ – درگذشتهٔ ۲۹ مارس ۱۹۸۲) آهنگساز آلمانی بود.

کارل ارف

مشهورترین اثر او کارمینا بورانا است.

او همچنین مبتکر شیوهٔ خاصی برای آموزش موسیقی به کودکان بود که به «اُرف شول‌وِرک» (Orff Schulwerk) معروف است.

ارف شول‌ورک دیدگاهی است برای آموزش عناصر موسیقی و حرکت.

ارف

این دیدگاه امروزه در بسیاری از کشورها به شکل توسعه‌یافته و گسترده‌ای برای آموزش عناصر موسیقی و حرکات موزون استفاده می‌شود.

Carl Orff

روانشناسی در موسیقی کودک

موسیقی و بازی از مواردی هستند که در درمان بعضی از اختلالات روحی و روانی کودکان مؤثر است.

موسیقی درمانی در کودکان باعث تغییردر خلق و خو می‌گردد،

و زمینه بهبود رفتارهای فردی، اجتماعی، اعتماد به نفس، درمان لکنت زبان و افزایش هوش آنان خواهد شد.

امروزه با همکاری پزشکان، روانشناسان کودک و مربیان موسیقی در درمان بیماری‌هایی همچون اوتیسم، بی‌قراری و بیش فعالی از موسیقی درمانی

به عنوان یکی از راه‌های مؤثر برای درمان استفاده می‌شود.

بر این اساس از موسیقی‌هایی که در مهد کودک‌ها اجرا یا پخش می‌شود،

برای نشان دادن و تحریک موفقیت، حس کامیابی و پیروزی در کودکان طراحی می‌شود.

سن مناسب فراگیری ارف

محققان دانشگاه برکلی معتقدند سن مناسب برای شروع موسیقی ۲ سال تا ۳/۵ سال بوده،

و سن شروع نواختن سازهای ابتدایی از ۳/۵ سال تا ۵ سال بوده،

و سن شروع نواختن سازهای جدی از ۵ سال به بالا می باشد.

کلاسهای گروه سنی ۲ تا ۳/۵ سال معمولاً فقط جنبه آشنایی با موسیقی دارد و جنبه آموزشی نداد.

حتی بسیاری از دانشمندان معتقدند که آشنایی کودک با موسیقی از دوران بارداری مادر نیز می تواند آغاز گردد.

سن مناسب یادگیری ارف

ارف چیست

اُرف در حقیقت نام کارل اُرف دانشمند و موسیقیدان آلمانی است،

که سیستم آموزشی بسیار کارآمدی برای آموزش موسیقی به کودکان تهیه کرد،

و کلاسهای موسیقی کودکان در اصطلاح اُرف نامیده می شود.

ارف چیست

 

دوره زمانی ارف

دوره های گروهی حدود ۲ سال و دوره های خصوصی حدود یک سال زمان می برد.

البته این دوره در آموزشگاه های موسیقی می تواند متفاوت باشد اما اغلب اینچنین است.

این دوره شامل نت خوانی، ریتم خوانی و نواختن سازهای بلز و فلوت ریکوردر می باشد.

کودکان در این دوره مقدمات پیش نیاز برای نواختن ساز را فرا می گیرند.

گاه در کنار این دو ساز، ساز طبلک هم برای درک ریتمیک کودکان آموزش داده می شود.

الزام گذراندن دوره ارف

برای کودکان زیر هفت سال گذراندن این دوره ها الزامیست.

برای کودکان با سن کمتر از۶ سال کلاسهای گروهی و برای بچه های بالاتر از ۶ سال، کلاسهای خصوصی مناسب تر است.

البته کلاسهای گروهی برای بچه ها همیشه جذاب تر و دلچسب تر است.

کودکان در دوره اُرف، با روشی شاد و کودکانه با مبانی موسیقی و نت خوانی و ریتمها آشنا می شوند،

و این باعث می شود که پس از گذراندن دوره ارف، ساز اصلی شان را بهتر و راحت تر یاد بگیرند.

افزایش ضریب هوشی با ارف

طبق نظر محققان موسیقی باعث افزایش ضریب هوشی شده،

و همچنین خلاقیت را بالا می برد و به دلیل عملکرد همزمان دو نیمکره چپ و راست مغز، مهارتهای حرکتی را نیز تقویت می کند.

امروزه موسیقی برای اختلالات حرکتی، پرخاشگری، بیش فعالی، افسردگی و … به عنوان درمان و یا مکمل درمانی بکار گرفته می شود.

اهداف دوره های ارف

ایجاد فضایی دوست داشتنی برای کودکان

انتقال مفاهیم اساسی موسیقی به شکلی جذاب

آموزش اصطلاحات موسیقی در غالب بازی

ایجاد انگیزه و روحیه در کودک برای آموزش موسیقی

درک ریتم در غالب بازی

آموزش نوازندگی روی سازهای ابتدایی

آشنایی با ساز های مختلف و انتخاب ساز تخصصی

بخش های مختلف ارف

باید بدانیم که موسیقی ارف شامل بخش های مختلفی برای آموزش به کودکان می باشد.

این بخش ها بر اساس نیاز کودکان در سنین ابتدایی شکل گرفته،

یعنی زمانی که کودکان خیلی با آموزش در کلاس میانه ای ندارند،

و آموزش خشک یا اکادمیک موسیقی به کودکان عملا نتیجه ای جز زدگی از موسیقی برای آن ها نخواهد داشت.

این کلاس ها در ابتدا با هدف آموزش موسیقی در غالبی متفاوت از کلاس بزرگسالان شکل می گیرد،

و با ایجاد فضایی دوست داشتنی و گاهی اوقات با بازی های موسیقی سعی می شود تا علاقه و انگیزه را در کودک بر انگیزاند.

 

 

,

ویولنسل | چِلو

ویولنسل

ویولنسل | چِلو

ویولنسل

ویولنسل یا ویلنسل یا ویولونسل (به فرانسوی: violoncelle) یا چِلو (به انگلیسی: cello) سازی زهی و آرشه‌ای از خانوادهٔ ویولن است.

ویلنسل(Violoncello) سازی زهی و آرشه‌ای از خانواده ویولن است.

ویولنسل از ویولن و ویولا (ویولن آلتو) بزرگ‌تر است.

در هنگام اجرا، این ساز در بین دو پای نوازنده قرار می‌گیرد و از طرفی دیگر، توسط میله‌ای که در انتهای آن تعبیه شده، روی زمین استوار می‌شود.

این ساز از خانوادهٔ سازهای زهی آرشه‌ای است.

استفاده از این ساز در تک‌نوازی‌ها (سُلو)، در گروه‌نوازی‌ها، از جمله در ارکسترهای مجلسی و ارکسترهای سمفونیک متداول است.

این ساز عضو ثابت در ارکسترها به صورت استاندارد است که در بخش باسِ زهی‌ها قرار می‌گیرد.

همچنین، در بیشتر آنسامبل‌های دیگر نیز حضور دارد.

کنسرتوها و سوناتهای فراوان برای ویولنسل نوشته شده‌است.

ویولن سل

 

آموزشگاه موسیقی سپهر

ابعاد ویولن سل

ویولن سل چنان بزرگ­تر از دیگر سازهای آرشه­ای است كه نوازنده مجبور است آن را برای اجرا بر روی زمین،

مابین پاهای خود تكیه دهد، در حالیكه خود روی صندلی می­نشیند.

از این جهت در انتهای تحتانی ویولنسل، میله­ای آهنی نصب شده (كه در غیر هنگام اجرا آن را باز می­كنند، یا می­پیچند و به داخل جعبه سر می­دهند)،

و نوك آن روی زمین قرار دارد.

ابعاد ویولن سل

 

آرشه ویولنسل

آرشه های سنتی از چوب درخت برزیل ساخته میشوند اما امروزه در ساخت ارشه از فیبر کربن هم استفاده میشود،

که مقاومت بیشتری نیز دارد و از فایرگلس هم در آرشه های ارزان قیمت استفاده میشود.
میانگین طول آرشه ۷۳ سانتیمتر و عرض ۱,۵ سانتیمتر است.
موی آرشه سنتی از جنس موی اسب و موی مصنوعی میباشد.
موی آرشه نیاز به تعویض دارد و باید بعد از مدتی آن را عوض کرد.

آرشه ویولنسل

 

جنس ساخت ویولنسل

ویولنسل عموماً ا ز چوب شاخته میشود اما بعضی اوقات برای ساخت آن از فیبر کربن یا آلیمینیوم نیز استفاده میشود.
صفحه بالا ویولنسل های سنتی از چوب کاج شاخته میشود و صفحه پشت، دیواره های کناری و گردن آن از چوب افرا ساخته میشود.

البته گاهی از چوب های سپیدارو بید برای پشت و دیواره نیز استفاده میشود.
در ساخت ویولنسل از چسب حیوانی استفاده میشود که امکان این را فرآهم می آورد که در زمان تعمیر براحتی جدا شود،

این چسب مقاومت کمتری از بدنه ساز داشته و در اگر به ساز فشار وارد شود باز میشود و مانع ترک خوردن صفحه ساز میگردد.

جنس ویولنسل

 

نحوه کوک کردن ویولنسل

ویولنسل در فاصله پنجم کامل کوک میشود و ترتیب کوک آن به به شکل زیر است

سیم ۱ = A3

سیم ۲ = D3

سیم ۳ = G2

سیم ۴ = C2

کوک سیم‌های این ساز به‌ترتیب از زیر به بم عبارت است از:

لا (سیم اول)، رِ (سیم دوم)، سُل (سیم سوم)، دو (سیم چهارم) سیم‌های ویولنسل نسبت به سیم‌های ویولا یک اکتاو بم‌تر کوک می‌شوند.

سیم های ویلنسل نسبت به سیم های ویولا یک اکتاو بم تر کوک می شوند .

نُت این ساز را به دلیل گسترهٔ صوتیِ وسیعش با کلیدِ «فا» خط چهارم (اصوات منطقهٔ بم این ساز)،

کلید «دو» خط چهارم (اصوات منطقهٔ میانیِ این ساز)، و کلید «سُل» (اصوات منطقهٔ زیر این ساز) می‌نویسند.

نت این ساز را به علت گستره صوتی وسیع اش با کلید فا خط چهارم (صداهای منطقه بم این ساز)

کلید دو خط چهارم (صداهای منطقه میانی این ساز) و کلید سل (صداهای منطقه زیر این ساز) می نویسند.

ویژگی های ویولنسل

این ساز که در زبان فرانسوی و ایتالیایی به آن ویولن سل و در زبان انگلیسی به آن چلو گفته می شود، صدایی بم، گیرا و بسیار زیبا دارد.

ویولن سل، سازی بزرگ و سنگین است؛

به طوری که نوازنده برای نواختن ویولن سل ، خود بر روی صندلی می نشیند و ساز را به وسیله ی میله ای آهنی که در قسمت تحتانی آن وجود دارد،

بر روی زمین، بین پاهایش، قرار می دهد.

تکنوازی ویولن سل

استفاده از این ساز در تک نوازی ها( سلو)، در گروه نوازی‌ها، از جمله در ارکسترهای مجلسی و ارکستر سمفونی متداول است.

این ساز عضو ثابت در ارکسترها به صورت استاندارد می‌باشد که در بخش باس زهی‌ها قرار می‌گیرد.

ویولن سل تا اواخر قرن هفدهم به عنوان یک ساز همراه و به منظور اجرای نتهای بم در ارکسترها مورد استفاده قرار می گرفت.
تدریجاٌ با پی بردن به قابلیت ها و توانایی های فوق العاده ی این ساز در نواختن ملودی و تک نوازی مورد استفاده بیش تری قرار گرفت.

نت برای این ساز را در اصوات بم با کلید فا و در اصوات وسط با کلید دو (دوی خط چهارم) و در اصوات زیر با کلید سل می نویسند.

نحوه در دست گرفتن ویولن سل

فرق ویولا با ویولن سل

نام سیم های ویولن سل، مانند سیم های ویولا می باشد ولی به علت ضخامت بیشتر، یک اکتاو بم تر صدا می دهد.

صدای این ساز در منطقه میانی سازهای این خانواده قراردارد.

ویلنسل از ویولن و ویولا (ویلن آلتو)بزرگ‌تر است.

این ساز از خانواده سازهای زهی آرشه‌ای است.

 

تفاوت ویولن با ویولن سل

در وجه تسمیه این ساز به زبانهای فارسی و فرانسه اشتباهی وجود دارد.

توضیح اینکه چلو یا سلو به معنی کوچک و ویولن سل به معنی ویولن کوچک است.

در حالی که این ساز به مراتب بزرگتر از ویولن است.

در تحلیل این نکته باید گفت که کلمه ویولن اساسا عنوان سازی بوده به بزرگی کنترباس امروزی و ویولن سل،

همان شکل و ترکیب را در حجم کوچکتری عرضه می کرد.

این ساز بیش از ویولا و کم و بیش مانند ویولن قابلیت اجرای تکنوازانه، شرکت در ارکستر مجلسی و نیز در ارکستر را دارا می باشد.

طنین آن خصوصیتی دارد که به نوازنده و شنونده هر دو راحتی اعصاب می بخشد.

اساتید مطرح ویولن سل

پابلو کاسالس
یویو-ما
آلیسا وایلرستاین
روستروپوویچ
پیه-ر فورنیه
میشا مایسکی

آموزش ویولنسل

کودکان می توانند به یادگیری ویولنسل بپردازند ولی شروع کلاس اموزش ویولنسل بهتر است،

بعد از گذراندن دوره آموزش موسیقی کودک (ارف) باشد.

نوجوانان و بزرگسالان هم می توانند به یادگیری ویولنسل بپردازند.

اموزش موسیقی در هیچ سنی دیر نیست و علاوه بر اینکه بعنوان تفریح محسوب می شود،

می تواند در تقویت حافظه و توانایی های ذهنی، نقش داشته باشد.

پیشرفت در یادگیری موسیقی و کلیه رشته های هنری بتدریج و به آرامی انجام می شود،

و برای موفقیت و کسب مهارت، تمرین و ممارست لازم است.

پیشرفت هنرجویان در نواختن ویولنسل بستگی به میزان تمرین و استعداد آنها دارد،

و تمرین روزانه و مداوم معمولا کارایی بیشتری دارد.

بازگشت به صفحه اصلی
,

گیتار | guitar

گیتار

گیتار | guitar

گیتار

گـیتار نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود

و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش تولید صدا می‌کنند،

به سازهای گروه کوردوفون (به انگلیسی: Cordophones) یا زه‌صدا تعلق دارد.

این نوع گـیتار شش سیم دارد و این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه

(چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی)

توانسته‌است هم‌گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛

که در نتیجه گونه‌های متفاوتی از آن بوجود آمده و هم‌اکنون جایگاه ویژه‌ا

ی در موسیقی جهان دارد.

سیر تاریخی

واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guietare در فرانسوی همگی مشتق شده

از واژه guitiarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی مشتق شده‌است.

این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara

در یونانی باستان می‌رسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه پارسی کهن سیه‌تار (سه‌تار) آمده‌است.

روایت‌های متفاوتی درمورد تاریخچه گـیتار وجود دارد؛

عده‌ای بر این عقیده‌اند که گـیتار از مصر سرچشمه گرفته‌است

و عده‌ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که به وسیله رومی‌ها

به اسپانیا آورده شده گرفته شده‌است.

 

تاریخچه گیتار

 

 

 

بربط و گیتار

گـیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است.

گفته می‌شود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق آسیا رایج شد.

در زمان حکومت اسلام در اسپانیا، این ساز توسط زریاب دارابگردی

و چند تن از شاگردانش به اندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا می‌گفتند

و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است.

در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار می‌تواند موید این باشد که گیتارسازی ایرانی است.

زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد و مدرسه موسیقی خود را در زمان عباسیان در آندلس بنا کرد.

جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آن‌ها یاد کردیم

یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده‌است

که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می‌شده

و این صدا به وسیله یک تقویت‌کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می‌شده‌است.

سرگذشت گیتار

ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد می‌کرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر

و سپس چندین سیم به اندازه‌های کوتاه‌تر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است.

ازدیاد این سیم‌ها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید.

سپس‌سازی متشکل از مجموعه‌ای از سیم‌ها به نام لیر ظهور کرد

که در آن سیم‌هایی به طول مساوی کار گذاشته شده بود.

یونانی‌ها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا؛

کیتارا به وسیله رومی‌ها تغییرشکل یافت؛ نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده‌است.

بعدها رومی‌ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا،

پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛

در واقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛

این گیتارها به دلیل داشتن بدنه‌ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند.

به تدریج در قرن‌های چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد

و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسم‌هایی از قبیل:

گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه

و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می‌شد) و شیتارا معین شدند.

انواع گیتار

گیتارها را به شیوه‌های مختلفی می‌توان دسته‌بندی کرد.گیتار

در این بین اگر بخواهیم از لحاظ صوتی آن‌ها را دسته‌بندی کنیم،

که مسلماً برای یک ابزار موسیقی مناسب‌ترین روش خواهد بود.

از آن جایی که نحوه تولید صدای آکوستیک در گیتار ارتباط تنگاتنگی با نوع بدنه آن دارد،

ناچار به استفاده از دسته‌بندی بدنه خواهیم بود:

گیتار با بدنه چوبی توخالی

انواع گیتارهای آکوستیک

گیتار آکوستیک گیتاری است که وسیله‌ای جز بدنه آن صدای سیم‌ها را تقویت نمی‌کند،

صدای سیم‌ها تنها در بدنهٔ چوبی توخالی آن تقویت می‌شود و به گوش می‌رسد.

این نوع از گیتار معمولاً شش سیم فلزی دارند که ضخامت آن‌ها از زیرترین سیم

تا بم‌ترین سیم به‌طور معمول بین ۱۳ تا ۵۶ هزارم اینچ می‌باشد.

بدنه از اتصال صفحه چوبی پشتی، صفحه چوبی جلویی،

و دو قسمت چوبی انحنادار کناری ساخته می‌شود،

که صفحهٔ بالایی معمولاً دارای سوراخ یا سوراخ‌های بزرگی است که به واسطه شکل

و محل قرار گرفتنشان می‌توانند ویژگی‌های آکوستیکی خاصی به ساز بدهند.

گونهٔ اسپانیایی گیتار آکوستیک با عنوان گیتار فلامنکو شناخته می‌شود؛

که نامش را از سبک زیبای فلامنکو به ارث برده‌است.

گیتار زمانی وارد موسیقی فلامنکو شد که اسپانیایی‌ها فلامنکو

را با سازهای دیگری می‌نواختند. پس از آن گیتار به شدت بر این موسیقی تأثیر گذاشت و

هم‌اکنون کاملاً به آن وابسته‌است.

 

نوازندگان گیتار

در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن، با اسم‌هایی از قبیل:

ویهوئلا (Vihuela) در اسپانیا و ویولا (Viola) در ایتالیا خوانده می‌شدند،

که بعضی از این سازها با آرشه (de arco)، بعضی با مضراب (de penola)

و بعضی دیگر هم با انگشت (de mano) نواخته می‌شدند.

بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela de mano) نوعی گیتار به وجود می‌آید.

درطی قرن‌های چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلای انگشتی تغییرات قابل توجه‌ای به وجود می‌آید،

به تدریج در پهلوهای آن‌ها فرورفتگی ایجاد می‌شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار می‌شوند.

در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت

به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند انگشت (de mano) در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد.

 

 

نحوه در دست گرفتن گیتار

 

آموزشگاه موسیقی سپهر

انواع گیتارهای کلاسیک

اصولاً باید گفت گیتار کلاسیک نوعی گیتار آکوستیک است.

چون صدای آن بدون واسطه شنیده می‌شود.

اما این نوع گیتار کمی با گیتارهایی که با عنوان گیتار آکوستیک شناخته می‌شوند تفاوت دارد.

بدنه آن کمی کوچکتر بوده و در آن به جای سیم‌های فلزی از سه سیم نایلونی و سه سیم فلز تنیده شده

به دور ابریشم استفاده می‌شود، که به آن صدای نرم و آرامی می‌دهد.

 

 

 

 

اکولایزر یک گیتار الکتروآکوستیک

این ساز نسبت به سازهای دیگر ارکستر و نیز گـیتار آکوستیک صدای کمتری دارد

و تنها یک سبک مشخص از موسیقی را ارائه می‌دهد.

گـیتار کلاسیک خود از گیتار فلامنکو که اسپانیایی‌ها آن را به کار می‌برده‌اند

مشتق گشته‌است. بین گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو تفاوت نا چیزی وجود دارد،

معمولاً گـیتار کلاسیک از چوبهایی که رنگ قهوه‌ای تیره دارند ساخته می‌شود و گیتارهای با چوبهای زرد

و روشن‌تر از آن گیتارهای فلامنکو هستند.

اسپانیایی‌ها از ساز گـیتار برای نواختن موسیقی خودشان یعنی فلامنکو استفاده می‌کرده‌اند

که بعدها با شروع دوران کلاسیک در موسیقی اروپا عده‌ای از این ساز برای نواختن قطعات موسیقی کلاسیک استفاده کردند.

انواع گیتارهای الکتروآکوستیک

از لحاظ شکل نمی‌توان تفاوت چندانی بین یک گـیتار الکتروآکوستیک با یک گـیتار آکوستیک پیدا کرد.

اما از لحاظ صوتی گـیتار الکتروآکوستیک روند الکتریکی را پیش می‌گیرد،

بدین صورت که صدا توسط پیکاپ به شکل سیگنال الکتریکی درآمده،

که بعد از طی کردن مسیرها و برخی ادوات الکتریکی، به وسیله آمپلی فایر تقویت می‌شود

و سرانجام از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر به گوش می‌رسد.

گیتار الکتریکی

اگر تنظیمات خیلی خاصی برای آمپلی فایر (و افکت یا افکت‌ها) نداشته باشیم،

صدای این نوع گـیتار با گـیتار آکوستیک تفاوتی نخواهد داشت،

با این تفاوت که حالا صدا تا حدود زیادی تحت کنترل می‌باشد.

گیتار برقی

نوازنده بدون آنکه مجبور به تعویض ساز برای پیدا کردن صدای مورد نظرش باشد می‌تواند

از طریق تنظیم اکولایزری که روی گیتار قرار دارد حالت صدا را تغییر دهد

و با صدایی که مورد نظرش است نوازندگی کند.

 

 

 

,

ویولن | violon

ویولن

ویولن | violon

ویولن

ویولن (به فرانسوی: violon) ساز زهی و آرشه‌ای است.

این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی-آرشه‌ای است.

اصالت این ساز به کشور ایتالیا بر می‌گردد.
برای نواختن معمولاً روی شانهٔ چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته می‌شود.

کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).

اصوات سیم‌های مجاور نسبت به یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می‌دهند.

در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچک‌تر از آن را اجرا نماید

از معروفترین نوازندگان این ساز می‌توان به آنتونیو ویوالدی و نیکولو پاگانینی،

آهنگساز و نوازنده معروف ایتالیایی، اشاره کرد.

انواع ویولن

 

تاریخچه ویولن

تاریخچه ویولـن در اروپا به قرن ۹ میلادی بازمی‌گردد.

بسیاری معتقدند که ویولن نمونه تکمیل شده ساز رباب است.

رباب‌سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن به‌وجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت.

برخی بر این باورند که ساز ویولن از کشورهای عربی آمده‌است.

فرم‌های اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت

اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با سه سیم سرآغاز ساز ویلن تکامل یافته در سال‌های آینده شد.

در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود.

سازندگان ویولن

از اولین سازندگان ویولن می‌توان به گاسپارو برتولتی ایتالیایی نام برد،

که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولتی آندره آماتی بود

که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد.

تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید

بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواری برابری نماید.

تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولتی می‌گذرد

و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند

نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده‌اند.

صدا و اجرای تکنیک‌های ویلن

این ساز از ۵۸ قطعه مختلف ساخته می‌شود. وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می‌باشد.

ویلن از بخش‌های زیر تشکیل شده‌است:

آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده‌است.
جعبه طنینی (جعبه رِزونانس): جعبه‌ای است که از سه بخش صفحه روئی،

صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده‌است.

در این ساز گریف از جنس آبنوس (به دلیل ضریب تراکم در نتیجه استقامت بالا) خرک از جنس چوب افرا

و سیم گیر از سه چوب مختلف (Boxwood, Rosewood, Ebony) می‌باشد.
دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت‌گذاری نوازنده

در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت‌گذاری کند.

انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می‌شود که سیم‌ها در درون آن به دور گوشی‌های کوک پیچیده می‌شوند.
خرک: پلی‌ست بین سیم‌ها و جعبه طنینی.

نقش خرک تقسیم راه سیم‌ها، نگه داشتن سیم‌ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی

و انتقال ارتعاشات سیم‌ها به جعبه طنینی.

در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)،

که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن

اجزاء ویولن

 

نواختن ساز ویولن

صفحه روئی ساز از فشار سیم‌ها و خرک است.
گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده‌است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد.

گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می‌چسباند

و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می‌کند و نت‌های مختلف را می‌نوازد.
سیم گیر: از آبنوس، باکسوود یا رُزوود ساخته شده

و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده‌است.

با زهی تنیده از جنس روده، نایلون، رشته‌های منعطف فلزی یا الیاف کربن ساخته می‌شود

و به دکمه‌ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می‌شود.
سیم‌ها: سیم‌ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه‌گاه سیم‌ها ادامه یافته،

از روی خرک عبور کرده و در سیم‌گیر مهار می‌شوند.
انواع اصلی سیم‌ها:سیم‌های زه (Gut) فلزی (Steel) مرکب مصنوعی (Synthetic)

زه:سیم زه از رشته‌های بلند شسته شده، ساییده شده و عاری از جرم،

پرز و مژکهای سطحی، که با هنر خاصی در کشش بالا، در ضخامت‌های بسیار دقیق تابیده

و (کار دست) ساخته می‌شد. سیم‌های زه در میزانهای کشش مختلف نیز تولید می‌شوند.

این سیم‌ها ویژگی صدایی و قابلیت اجرایی ستودنی و خاص خود را دارند

و با وجود فراگیر شدن نسل جدید سیم‌های مدرن (مرکب مصنوعی و تمام فلزی) طرفداران خود را دارند

و در میان نوازندگان حرفه‌ای همچنان محبوب هستند.

نحوه صحیح در دست گرفتن ویولن

 

شخصیت صدایی ویولن

وصف شخصیت، جنس صدایی و پاسخ سیم‌ها به واسطه صفت‌ها و اصطلاحات توصیفی بیان می‌شود

و به گونه‌ای دریافت شخصی است. با این وجود برخی خواص صدایی سیم زه عبارت اند از:

صدای پر طنین، نافذ، صادق و گرم با فرکانس‌های فرعی ساده (simple overtones)، پاسخ دهی محدودتر

و کشش بالاتر (نسبت به سیم‌های مرکب مصنوعی).

در اجرای اصیل آثار باروک معمولاً از سیم زه (و همچنین ویلن باروک) استفاده می‌شود.

نقاط ضعف

از مشکلات سیم‌های زه می‌توان به مواردی مختصر اشاره کرد:

سیم زه نو برای دست یابی به کوک ثابت، به زمان زیادی نیاز دارد.
در اثر تغییر دما یا رطوبت هوای محیط واکنش سریع دارد، که نتیجه آن نوسان دایمی در کوک ساز است.
این سیم‌ها از روده (بافت بیولوژیکی) تشکیل شده‌اند و با گذر زمان رطوبت و چربی طبیعی موجود در خود را رفته رفته از دست می‌دهد؛ که بایستی این فقدان را با روغن مخصوص سیم‌های زه جبران کرد.
فلزی:
مرکب مصنوعی
امروزه در سیم‌های بم‌تر، روی روده سیم فلزی نازکی می‌پیچند و در سیم‌های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می‌شود.

نقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه‌نوازی و چه در ارکستر مجلسی و حتی به صورت تک‌نوازی پراهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نخستین سازندگان معروف ویولن از ایتالیا هستند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروف‌ترین ویولن‌ها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره آماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواری، بهترین ویولن‌های دنیا را تاکنون ساخته‌اند.

نوازندگی ویولن

نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به‌طور جمعی و انفرادی بسیار پراهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگ‌های مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.

محل قرار گرفتن ویلن بر روی سطح شانه و در نزدیکی گردن نوازنده‌است.

دست چپ در نوازندگی ویلن

موقعیت نتها در دستان اول (پوزیسیون یک) ساز ویولن
نوازنده ویولن با قرار دادن انگشتان دست چپ و فشار و جابجایی انگشتان، طول سیم‌ها را تغییر می‌دهد

که باعث ایجاد نت‌های متفاوت می‌گردد.

ویولن پرده بندی ندارد و نوازنده در اثر آموزش و تربیت شنوایی قادر به تشخیص نت‌های مختلف می‌گردد.

دربارهٔ نوازندگان مبتدی گاهی، ویولن توسط نوارهای چسبی نازک، پرده بندی می‌گردد که با یادگیری فراگیر، برداشته می‌شود.

ویولن و موسیقی فولکلوریک

مانند بسیاری از سازهای موسیقی کلاسیک ویولن نیز برای موسیقی محلی در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت.

در اواخر دوره رنسانس بهبود فراوانی در شدت صدا، چابکی ساز و رنگ صدای ویولن به ویژه در ایتالیا ایجاد شد،

تا جایی که نه تنها در موسیقی کلاسیک بلکه در موسیقی‌های محلی نیز بسیار مورد توجه نوازندگان قرار گرفت.

در موسیقی‌شناسی قومی، ویولن به صورت گسترده در اروپا، آسیا و آمریکا مشاهده شده‌است.

آموزشگاه موسیقی سپهر

,

پیانو | Piano

پیانو

پیانو | piano

پیانو

یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است.

صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های فلزی آن در داخل جعبه چوبی تولید می‌شود.

این چکش‌ها در اثر فشرده شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند.

سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.
پیانو بالاترین دامنه صوتی را در بین ساز های معمول (به جز ارگ کلیسا) دارد،

به طوریکه در شکل فعلی‌اش به‌طور معمول حدود هفت اکتاو دارد

و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۷ تا ۴۱۸۶ هرتزمی‌باشد.

در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید حدود چهار اکتاو

و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو هستند.

پیانو

 

تاریخچه

پیانو را بارتولومئو کریستافوری در حدود سال ۱۷۰۰ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد.

اما اختراع جدید کریستافوری تا حدود یک دهه تقریباً ناشناخته ماند

تا اینکه در سال ۱۷۱۱ یک نویسنده ایتالیایی مقاله‌ای دربارهٔ آن نوشت که بعدها به آلمانی ترجمه و به صورت گسترده منتشر شد.

این مقاله شامل دیاگرام مکانیزم پیانو نیز بود و اکثر سازندگان بعدی پیانو کار خود بر اساس این مقاله شروع کردند.

قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام هارپسیکورد (Harpsichord) استفاده می‌شد.

تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت

آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده شدن یک کلاویه،

مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود.

اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند،

یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند.

همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد..

پیانوهای اولیه ظاهر و صدایی شبیه به هارپسیکورد داشتند

و در واقع مخترع پیانو یک هارپسیکورد ساز بود که در تلاش برای ارتقاء مکانیزم هارپسیکورد بود.

این ساز قادر به تولید صدا با شدت های گوناگون باشد

اما در نهایت با مورد توجه قرار گرفتن هارپسیکورد جدید این ارتقاء منجر به ایجاد ساز جدیدی شد

که پیانو فورته نام گرفت و به مرور زمان به شکل امروزی پیانو در آمد.

آنچه که ما امروزه به عنوان پیانوی مدرن می شناسیم از اواسط قرن نوزدهم ظاهر شده‌است.

از مشهورترین نوازندگان پیانو در ایران میتوان از دکتر شهریار عابدی مقدم نام برد.

تاریخچه پیانو

 

نحوه نواختن پیانو

پـیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده

و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم.

مکانیسم پـیانو تولید صدا می‌کند.

به دلیل شکل مکانیسم پـیانو یک پیانیست می‌تواند هم‌زمان تا ده نت را به صدا درآورد.
محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پـیانو در نواختن آن اهمیت دارد.

معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع‌کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند.

در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است

و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت.

شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد.

البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد

و برخی آهنگ‌سازان نت شروع‌کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند.

در این صورت پـیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش

روی کلیدهای پـیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پـیانو با هم عوض می‌کند

و گاهی بدون نواختن کلید پـیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.

به صدا درآوردن نتها یا همان کلاویه‌های پیانو با شدت فشار انگشتان به زدن ضربه روی آن‌ها بستگی دارد،

اگر انگشتان را آرام روی کلاویه‌ها فشار دهیم صدای آرام و پاین یا به اصطلاح صدای ضعیف از پـیانو می‌شنویم.

نحوه نواختن پیانو

هر چقدر که قدرت انگشتانمان بر روی کلاویه‌ها شدت پیدا کند صدای بلندتری از پـیانو می‌شنویم

که گویی صدای باند ضبط را زیاد کرده‌ایم که به این حالت تاچینس مانس گویند.

معمولاً در قطعات عاشقانه و رومانتیک شدت ضربه روی کلاویه‌ها با احساس زیاد

و آرام زده و نواخته می‌شود و در جاهایی که هنگام اوج و هیجان موزیک یا قطعه‌هایی همچون راک و بلوز اجرا می‌شود

شدت ضربه روی کلاویه‌ها بیشتر شده و قدرت بیشتری نسبت به قطعه‌های عاشقانه پیدا می‌کند.

 

آکادمی موسیقی سپهر